بازار آهنآلات کشور این روزها در موقعیتی ایستا و تردیدآمیز قرار دارد؛ سکوتی سنگین بر فضای عمومی آن سایه انداخته که نه نشانهای از آرامش دارد و نه حاکی از تعادل پایدار. این سکوت، بیش از آنکه از ثباتی منطقی ناشی شود، نتیجه توقف در تصمیمگیریها و نوعی بیجهتی در رفتار بازیگران اصلی بازار است. عرضهکنندگان و خریداران هر دو در موقعیتی از نظاره و سنجش ایستادهاند؛ بدون تحرک مؤثر، بدون پیشبینی قابلاتکا.
بررسی جریان کلی بازار طی هفتهها و ماههای اخیر نشان میدهد که نوسانات قیمتی در محدودهای بسیار باریک رخ داده و قیمتها در بازهای تقریباً ثابت، درجا زدهاند. برخی این رفتار را نشانهای از ثبات تعبیر میکنند، اما نگاهی دقیقتر مشخص میکند که این ایستایی، محصول عوامل عمیقتری چون رکود، نظارتهای فزاینده، و افول تقاضای مؤثر است، نه تعادل در عرضه و تقاضا.
یکی از عوامل کلیدی در ایجاد این سکون، تشدید اقدامات مالیاتی و نظارتی بوده است. در ماههای اخیر، دولت با هدف افزایش شفافیت مالیاتی، سامانههای متعددی را راهاندازی کرده و جرائمی سنگین برای تخلفات احتمالی در نظر گرفته است. همین اقدامات باعث خروج بسیاری از فعالان غیررسمی و کاهش چشمگیر سفتهبازی در بازار شده است. حذف نقدینگی هیجانی از چرخه معاملات، اگرچه در ظاهر به آرامسازی بازار کمک کرده، اما همزمان باعث از بین رفتن پویایی لازم برای تحریک تقاضا نیز شده است.
از سوی دیگر، رکود عمیق در بخش ساختوساز، که از مدتها پیش بر اقتصاد کشور سایه انداخته، همچنان ادامه دارد. پروژههای عمرانی و ساختمانی در وضعیت نیمهفعال یا متوقف قرار دارند و این موضوع مستقیماً به کاهش مصرف واقعی در بازار آهن منجر شده است. نبود محرکهای اقتصادی در داخل کشور، بازار مصرف را بیجان نگه داشته و تقاضا را در پایینترین سطوح حفظ کرده است.
در حوزه صادرات نیز شرایط مطلوبی حاکم نیست. محدودیتهای انرژی و کاهش ظرفیت تولید در کنار چالشهایی همچون رقابت منفی در بازارهای هدف و افزایش تعرفهها، باعث شده مسیرهای صادراتی برای فولاد کشور مسدود یا کماثر شوند. اگرچه کاهش تولید میتواند به طور بالقوه منجر به تحریک قیمت شود، اما همزمانی این اتفاق با ضعف تقاضای داخلی و خارجی، موجب شده حتی کاهش عرضه نیز نتواند بازار را از وضعیت رکودی خارج کند.
معاملات اخیر در بورس کالا نیز به خوبی گویای این وضعیت هستند. حجم قابل توجهی از عرضهها، بدون آنکه رقابت جدی در معاملات شکل بگیرد، صرفاً در همان نرخهای پایه معامله شدهاند. نبود مزایده، کاهش استقبال خریداران و عدم تحرک بازیگران بزرگ، همگی نشانههایی از بیاعتمادی یا بیانگیزگی عمومی در بازار هستند. فعالان ترجیح میدهند در غیاب چشمانداز مشخص، از هرگونه ریسکپذیری اجتناب کنند.
در این میان، تولیدکنندگان حوزه نورد با فشار بیشتری مواجهاند. برخی واحدهای تولیدی به دلیل اختلال در تأمین انرژی، کاهش صادرات و نبود حمایتهای دولتی، ناچار به تعدیل فعالیت یا تغییر سیاستهای فروش خود شدهاند. برخی تولیدکنندگان حتی فروش خود را مشروط به تأیید قبلی کردهاند تا از واقعی بودن تقاضا اطمینان حاصل کنند؛ اقدامی که بیش از آنکه نشانه رونق باشد، نشانی از احتیاط و نگرانیهای زیرپوستی دارد.
با تمام این توصیفات، قیمت آهن در وضعیتی تعلیقی بهسر میبرد؛ نه در رکود کامل فرو رفته و نه نشانهای از رونق در آن دیده میشود. نگاه کارشناسان نیز دوگانه است؛ گروهی معتقدند این دوران آرامش، زمینهساز جهشی ناگهانی است، در حالی که دیگران، با تکیه بر شاخصهای موجود، چشماندازی برای بازگشت تقاضای پایدار نمیبینند.
در مجموع، آنچه اکنون در جریان است، بازاری با ثباتی مصنوعی، انتظاری فرسایشی و ابهامی فراگیر است. در چنین شرایطی، تحلیل دقیق دادهها، رصد تحرکات پنهان، و آمادگی برای شوکهای احتمالی، مهمترین ابزار فعالان بازار خواهد بود. تا زمانی که تغییرات بنیادی در سیاستهای مالی، انرژی، و صادراتی رخ ندهد، نمیتوان انتظار داشت بازار از این وضعیت مهآلود خارج شود.