صنعت فولاد کشور در یکی از بحرانیترین دورههای خود قرار گرفته است. نشانههای رکود عمیق، کاهش چشمگیر تقاضا، و فرسایش زیرساختهای تولید، تصویر روشنی از آینده این صنعت ترسیم نمیکنند. بازاری که زمانی با پروژههای عمرانی زنده بود، اکنون در وضعیت انتظار و بلاتکلیفی فرو رفته و هیچ چشمانداز روشنی برای خروج از آن به چشم نمیخورد.
در حالی که بازار با مازاد محصول و افت فروش مواجه است، قیمت آهن آلات بهطور مصنوعی تثبیت شدهاند. کارخانهها بهجای رقابت واقعی، با کنترل عرضه تلاش میکنند قیمتها را نگه دارند؛ رویکردی که تنها بحران را به تعویق میاندازد.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان با فشار مضاعف ناشی از بحران انرژی مواجهاند. کمبود برق و گاز، اختلال در تأمین آب و توقفهای مکرر، بخشی از ظرفیت تولید را از بین برده و بهرهوری کارخانهها را بهشدت کاهش داده است. بسیاری از واحدها مجبور به کاهش تولید یا حتی تعطیلی خطوط شدهاند، که این مسأله فشار مضاعفی بر اشتغال و تداوم فعالیتها وارد کرده است.
افزون بر این، سیاستهای ارزی ناپایدار، هزینه تأمین مواد اولیه و قطعات وارداتی را بالا بردهاند. نبود ارز کافی، تأخیر در تخصیص منابع، و الزام به بازگشت ارز صادراتی با نرخهای غیرواقعی، همه و همه زنجیره تولید و صادرات را دچار اختلال کردهاند. بسیاری از شرکتها به ناچار سراغ تسهیلات پرهزینه و کوتاهمدت رفتهاند که بار مالی بیشتری بر دوش آنها گذاشته است.
تجهیزات فرسوده و تحریمهای طولانی نیز مانعی جدی در مسیر نوسازی خطوط تولید هستند. استفاده از ماشینآلات قدیمی با راندمان پایین، باعث افزایش استهلاک، افت کیفیت و رشد هزینههای نگهداری شده است. در شرایطی که کشورهای منطقه با حمایتهای واقعی بهدنبال ارتقای جایگاه خود در بازار جهانی هستند، صنعت فولاد ایران حتی در بازارهای سنتی نیز موقعیت خود را از دست داده است. در چنین شرایطی تولیدکنندگاه فولاد از جمله کارخانه ذوب آهن اصفهان، اقدام به عرضه محصولات خود در بازارهای داخلی و خارجی به صورت اقساط و طولانی مدت کرده است که باعث کاهش حاشیه سود میگردد.
افول تقاضا، نبود اعتماد در بازار و نااطمینانی به آینده، نهتنها خریداران را عقب رانده بلکه تولیدکنندگان را هم به حاشیه کشانده است. در چنین وضعیتی، تنها راه برونرفت از بحران، بازنگری جدی در سیاستگذاریها، حمایت از نوسازی صنعتی، ساماندهی بازار انرژی و ارزی، و باز کردن مسیر گفتوگو میان تصمیمسازان و فعالان صنعت است.
تجربههای موفق داخلی نیز نشان میدهد که بهرهگیری از فناوریهای نوین، اتوماسیون تولید و مدیریت هوشمند انرژی میتواند حتی در سختترین شرایط، راه نجاتی برای برخی واحدها باشد. اما این تجربهها نیازمند سیاستهای کلان حمایتی، ثبات مقررات و نگاه توسعهمحور از سوی نهادهای تصمیمگیر است.
صنعت فولاد ایران اکنون در بزنگاه تاریخیای قرار دارد؛ یا باید در مسیر بازسازی و اصلاح حرکت کند، یا در تداوم مسیر فعلی، با افت رقابتپذیری و زیانهای مداوم، جایگاه خود را در اقتصاد ملی و بازارهای بینالمللی بهکلی از دست خواهد داد.
کاهش تقاضای داخلی و فشارهای ارزی؛ فولادسازان در تنگنای صادراتی
در شرایطی که بازار داخلی با رکود ساختوساز و افت محسوس تقاضا مواجه شده، تولیدکنندگان فولاد بیش از پیش به صادرات وابسته شدهاند. اما این راهحل جایگزین نیز به دلیل مشکلات ارزی، قوانین پیچیده و نبود سیاستهای حمایتی کارآمد، عملاً به یک چالش مضاعف تبدیل شده است.
از یک سو، صادرات به دلیل کاهش قیمتهای جهانی و هزینههای فزاینده حملونقل، جذابیت اقتصادی گذشته را از دست داده، و از سوی دیگر، بازگشت ارز حاصل از صادرات با نرخهای تکلیفی و شرایط سختگیرانه، نقدینگی شرکتها را با گرههای جدی روبرو کرده است. فعالان این صنعت بارها از ناهماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر، بروکراسی پیچیده و نبود ثبات ارزی گلایه کردهاند؛ مسائلی که انگیزه برای حضور در بازارهای خارجی را کاهش دادهاند.
در همین حال، توقفهای مکرر در بخش انرژی و افت تولید در برخی واحدها، ظرفیت صادراتی را نیز تحتتأثیر قرار داده است. بسیاری از کارخانهها حتی در صورت داشتن مشتری خارجی، به دلیل کمبود برق یا گاز، قادر به انجام تعهدات خود نیستند. این مسأله اعتبار برندهای ایرانی را در بازارهای هدف خدشهدار کرده و مسیر بازگشت به بازارهای سنتی را دشوارتر ساخته است.
در کنار این مشکلات، هزینه تأمین مواد اولیه، قطعات صنعتی و لجستیک بهطور مستمر در حال افزایش است. همچنین، دشواریهای نقلوانتقال پول در شرایط تحریمی، روند معاملات خارجی را کند و پرریسک کرده است.
در چنین فضایی، بخشی از تولیدکنندگان کوچک و متوسط عملاً از چرخه رقابت خارج شدهاند. تنها برخی شرکتهای بزرگ با استفاده از روابط بینالمللی قویتر، تنوع محصولات و دسترسی به خطوط اعتباری، توانستهاند حضور خود را حفظ کنند. اما ادامه این روند بدون اصلاح ساختارهای حمایتی و مقررات صادراتی، پایدار نخواهد بود.
صنعت فولاد ایران نیازمند نگاهی تازه به دیپلماسی اقتصادی، سیاستهای ارزی و حمایت واقعی از تولیدکنندگان برای ماندگاری در بازارهای جهانی است. بدون این اقدامات، نهتنها فرصتهای صادراتی از دست خواهد رفت، بلکه فشار مضاعفی نیز بر بازار داخلی و ساختار مالی این صنعت وارد میشود.