بازار آهن و فولاد ایران این روزها در موقعیتی قرار گرفته که همزمان با مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی تعیین میشود. نوسانات ارزی، کمبود نقدینگی، بحرانهای انرژی، محدودیتهای عرضه و تحولات سیاسی همگی دست به دست هم دادهاند تا آینده صنعت فولاد مبهم اما سرنوشتساز به نظر برسد.
در ماههای اخیر، قیمت میلگرد در بازار داخلی افزایش یافت؛ افزایشی که برخلاف تصور عمومی، نه از رونق واقعی که بیشتر از محدودیت عرضه و تغییرات ارزی نشأت گرفت. برخی واحدهای تولیدی به دلیل مشکل در تأمین مواد اولیه یا محدودیت انرژی، عرضه پایدار و مستمر ندارند. همین وضعیت موجب شده کوچکترین تغییر در بازارهای جهانی یا نرخ ارز داخلی، واکنش سریع و گاه غیرقابل پیشبینی در قیمتها ایجاد کند. مقایسه روند قیمتی در کشورهای مختلف نیز نشان میدهد هر منطقه مسیر متفاوتی را طی میکند و همین تفاوتها برای صادرکنندگان ایرانی هم فرصت و هم تهدید به همراه دارد.
بحران انرژی اما شاید جدیترین مانع در مسیر توسعه صادرات و تداوم تولید باشد. قطعیهای مکرر برق و گاز در سالهای اخیر، زیان هنگفتی به صنایع فولادی تحمیل کرده و باعث کاهش تولید، افت صادرات و از دست رفتن اعتماد مشتریان خارجی شده است. در بازاری که رقابت شدید است و فرصتها کوتاهمدت، چنین اختلالاتی میتواند جایگاه برند فولاد ایران را تضعیف کند.
حتی سرمایهگذاری کارخانهها در نیروگاههای اختصاصی نیز به دلیل سیاستهای غیرشفاف نتیجه مطلوبی نداشته و در برخی موارد انرژی تولیدی آنها به شبکه سراسری منتقل شده است. کارشناسان تأکید دارند که راه برونرفت از این بنبست، اجرای طرحی برای اولویتبندی پایدار انرژی است؛ مدلی که صنایع کلیدی مانند فولاد به دلیل نقش حیاتی در ارزآوری و اشتغالزایی، در تأمین برق و گاز در اولویت قرار گیرند.
نقش SMEها و کاهش خامفروشی
در کنار این چالش، سیاستگذاران نگاه تازهای به کاهش خامفروشی و تقویت شرکتهای کوچک و متوسط داشتهاند. تجربه کشورهای پیشرو نشان داده که اتکا به چنین شرکتهایی میتواند صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا را افزایش دهد و سهم چشمگیری در تولید ناخالص داخلی ایفا کند. در همین راستا، طرحهایی نظیر «ارزیابی آمادگی صادرات» در دستور کار قرار گرفته تا واحدهای کوچک و متوسط بتوانند مستقیماً یا با کمک شرکتهای مدیریت صادرات، به بازارهای هدف متصل شوند. این مدل همکاری به تولیدکنندگان امکان میدهد تمرکز خود را روی ارتقای کیفیت محصولات بگذارند و پیچیدگیهای فرایند صادرات را به واسطهها بسپارند. نتیجه این روند، رشد صادرات غیرخام و همچنین بهبود تنوع و کیفیت عرضه در بازار داخلی خواهد بود.
از سوی دیگر، تحولات سیاسی و بینالمللی نیز نقشی پررنگ در آینده صنعت فولاد ایفا میکند. نتیجه مذاکرات خارجی و احتمال رفع بخشی از محدودیتهای تجاری میتواند به بازگشایی کانالهای مالی و بهبود روابط بانکی منجر شود. چنین گشایشی نه تنها صادرات فولاد را افزایش میدهد، بلکه سرمایههای تازهای را برای نوسازی خطوط تولید و توسعه ظرفیت جذب خواهد کرد. در سناریوی خوشبینانه، رونق صادرات و ورود نقدینگی جدید بازار را از رکود فعلی خارج میکند. در سناریوی میانه، که مذاکرات نتیجه ملموسی نداشته باشد، بازار در محدوده کنونی باقی خواهد ماند و تغییرات بیشتر تحت تأثیر هزینه انرژی و نرخ ارز رقم خواهد خورد. در بدترین سناریو، تشدید محدودیتها میتواند تولید را کاهش دهد و فشار بر فعالان بازار را افزایش دهد.
تقاضای داخلی و چشمانداز صنعت فولاد ایران
بازار داخلی نیز شرایطی متفاوت اما مرتبط را تجربه میکند. پروژههای عمرانی و طرحهای زیرساختی که موتور محرک مصرف آهن آلات محسوب میشوند، به دلیل کمبود منابع مالی و رکود نسبی بازار مسکن با سرعت کمتری پیش میروند. در چنین فضایی، تقاضا اغلب در قالب سفارشهای محدود و مقطعی شکل میگیرد و کمتر شاهد خریدهای انبوه و بلندمدت هستیم. رفتار خریداران نیز کاملاً وابسته به پیشبینی تغییرات آینده است؛ در دورههایی که انتظار افزایش قیمت وجود دارد، تقاضا بالا میرود و در شرایط ثبات یا کاهش، خریداران جانب احتیاط را در پیش میگیرند.
از سوی دیگر، نوسانات قیمت مواد اولیه نظیر سنگآهن و قراضه فولادی، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان داخلی وارد کرده است. افزایش بهای مواد اولیه هزینه تمامشده را بالا میبرد و به رشد قیمت محصولات نهایی میانجامد؛ در مقابل، افت قیمت این نهادهها فرصتی برای ارائه محصولات رقابتیتر ایجاد میکند. این نوسانات علاوه بر تأثیر مستقیم اقتصادی، فضای روانی بازار را هم دگرگون میکند و باعث تغییر رفتار مصرفکنندگان میشود.
کمبود نقدینگی در زنجیره تأمین نیز به مانعی جدی تبدیل شده است. بسیاری از تولیدکنندگان به دلیل دشواری دریافت تسهیلات بانکی و تأخیر در بازگشت ارز صادراتی، برای خرید مواد اولیه و ادامه تولید با محدودیت مواجهاند. همین امر عرضه در بورس کالا را کاهش داده و بازار را در معرض نوسانات مقطعی قرار داده است.
در مجموع میتوان گفت آینده بازار فولاد ایران به سه رکن اصلی وابسته است: مدیریت بحران انرژی، تقویت شرکتهای کوچک و متوسط برای حضور در صادرات و سرانجام نتایج تحولات سیاسی و دیپلماتیک. تنها در صورت تحقق این پیششرطها میتوان امیدوار بود که رشد قیمتی محصولات فولادی از حالت مقطعی و وابسته به نوسانات ارزی خارج شود و بر پایه توسعه واقعی و پایدار استوار گردد.